محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
645
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( ألا و إنّ شرائع الدّين واحدة و سبله قاصدة ) سبب اصلى اختلاف دينى و تفرقه جز نادانى و هواپرستى نيست كه به دشمنى و كينه مىانجامد . از ديرباز سياست در تفرقه و جدايى بين اديان و مذاهب نقش داشته است . در شرح خطبه 113 ذيل بند « مذاهب چهارگانه » درباره مسلمانان سخن به ميان رفت . ( من أخذ بها لحق و غنم و من وقف عنها ضلّ و ندم اعملوا ليوم تذخر له الذّخائر و تبلى فيه السّرائر ) مؤمن راستين ، حق را مىشناسد و آن را دوست دارد و در عمل به آن كوشا است و كردارش پيش از گفتارش گوياى حق است . كسى كه اين فضائل را در خود گرد آورد ، در دنيا و آخرت پيروز مىگردد و در غير اين صورت ، از زيانكاران خواهد بود . ( و من لا ينفعه حاضر لبّه فعازبه عنه أعجز و غائبه أعوز ) ارزش آدمى به خردش است . از فرمايش امام عليه السّلام بهدست مىآيد كه عقل آدمى گاه عمل مىكند و گاه پنهان مىشود ، ولى امام عليه السّلام توضيح نداده كه كجا عقل آدمى عمل كرده و كجا از كار مىافتد . از اين رو شارحان در توضيح آن اختلافنظر كرده و چهار نظر ارائه كردهاند كه همه آنها دور از واقعيت است . از تجربه به دست مىآيد كه انسان در تنهايى ، انديشه خود را بهكار مىگيرد و در پرتو آن عمل مىكند ؛ اما هنگامى كه در بين گروهى قرار مىگيرد ، اثر مىپذيرد و بخشى از آنان مىشود و اينجا است كه خرد او ناخواسته از كار مىافتد . بنابراين منظور امام عليه السّلام چنين است : هر كس در حالت تنهايى از خرد خويش بهره نگيرد ، در بين جمع ، به طريق اولى خردش كار نمىكند . ( و اتّقوا نارا حرّها شديد و قعرها بعيد و حليتها حديد و شرابها صديد ) رستاخيز ، حق است و بهشت و جهنم عدالت است و ايمان به آنها در دنيا و آخرت